از صعود تیم ملی خوشحال نیستم

                                             حلال ندارم

اصلا و به هیچ وجه از صعود تیم ملی به جام جهانی خوشحال نشدم. چون باز پول بیت المال؛ میلیونی و میلیاردی به جیب فوتبالیست ها روانه می شود....

 مردم عزیز:

اگر وضع اقتصادی خراب استٰ، اگر آنطور که در مستند برخی کاندیدها گفته شد خیلی از خانواده ها توان خرید یک حلقه ازدواج برای نامزد پسرشان ندارند!! و اگر آنطور که در مستند یکی دیگر از کاندیداها گفته شد بچه های برخی خانواده های فقیر فرق انواع گوشت را نمی فهمند، و اگر به آن ها بگویی کوبیده می خواهی یا گوشت مرغ، اصلا نمی فهمند کوبیده یعنی چه؟؟اگر برخی کارخانه ها و واحد های تولیدی کوچک با یک وام چند میلیونی راه می افتد این ولنگاری اقتصادی یعنی چه؟؟

بالاخره کدام را باور کنیم آن سیاه نمایی ایام انتخابات را یا این ولخرجی ها را؟؟؟

من به عنوان یک ایرانی حاضر نیستم تا زمانی که اقتصاد ما مشکل دارد از سهم من در بیت المال یک ریال به فوتبالیست ها داده شود...و حلال ندارم...

مگرآنها بابت عضو بودنشان در تیم ملی حقوق نمی گیرند!!! آن هم میلیونی!! پس جایزه چه صیغه ای هست؟؟؟

تازه جایزه می خواین بدین و تشویق کنین، چرا حواله ماشین و جایزه 50 میلیونی!!!!!!!جایزه میلیونی و حواله ماشین رو بدید به کارگری که نمونه است و به کارآفرینی که در این وضعیت بحرانی کارخونه اش رو سرپا نگه داشته....

باور کنید تا این رفتارهای زشت تغییر نکند،جامعه مان به لحاظ اقتصادی بهبود نخواهد یافت....

**اون از رئیس جمهورمون که اجازه ورود ماشین خارجی به فوتبالیست هامی ده( حتما چون خونشون رنگین تره!!!!!!!!) و این از رئیس جمهور منتخب مون که اولین دیدار گروهی اش نه با اهالی اقتصاد و علم و دانشگاه و...بلکه با فوتبالیست ها بود!!!!!!!!!!!

و اما انتخابات

                                              درباره نتیجه انتخابات                       

 وحید یامین پوربعد از نتیجه انتخابات در صفحه گوگل پلاس خود نوشت:

 آنانکه حماسه ی سیاسی 88 را به سرافکندگی فتنه بدل کردند دریابند که امّت حزب الله جمهوریت را فدای اشرافیت نمی کند و از آراء رقیبش آنچنان حمایت می کند که از ناموس خود. حسن روحانی از صندوق های دولتی بیرون آمد که به دروغگویی مشهورش کرده بودند. وفاداران به ایران در آراء خیانت نمی کنند.ما هم خوشحالیم که زیر سایه ی ولایت طعم پیروزی را می چشید. رهبر انقلاب در 2 خرداد 76 دربرابر جریان راست ایستاد و از آراء خاتمی دفاع کرد. در 3 تیر 84 دربرابر هاشمی ایستاد و از آراء احمدی نژاد دفاع کرد. در 22 خرداد 88 در برابر کل دنیا ایستاد و از آراء مردم حمایت کرد و امروز همانطور. این شگفتی خمینی است؛ همان نظامی که به دیکتاتوری متهمش میکنند.
...........................................................................
............................................................................
بله آقای حسن روحانی رئیس جمهور ایران شد...نتیجه ای که روزهای منتهی به انتخابات می شد حدس زد....اما مثل همیشه سوالات زیادی ذهنم را درگیر کرده است...

چه شد در سرزمینی که 4 سال پیش به کسی رای دادند که در مناظره درباره فعالیت اقتصادی خانواده آقای هاشمی مسائلی را مطرح کرد و از شوق این حرفهای او فریاد می زدند احمدی بت شکن بت بزرگو بشکن ..این بار به کسی رای دادند که از حمایت همان آقای هاشمی برخوردار بود....کسی که در اولین پیام تبلیغاتی اش از آقای هاشمی و خاتمی تقدیر کرد...


علت شکست اصول گرایان چه بود؟؟؟چرا اصلاح طلبان که برخی از اصول گرایان بعد از فتنه 88 آنان را مردگان سیاسی می نامیدند..دوباره پیروز انتخابات شدند....

نظر رئیس جمهور فعلی آقای روحانی، درباره روز 9 دی چه خواهد بود؟؟آیا آن را حماسه خواهد نامید؟؟؟
و....وضعیت انرژی هسته ای چه خواهد شد؟؟


*اگر اصلاح طلبید و به آقای روحانی رای دادید، بهتون تبریگ می گم..اما اگر اصول گرایید و به دنبال دلایل شکست..به نظر من دلایل شکست اصول گرایان در چند چیز خلاصه می شود..........

 تفرقه...عدم اجماع

برخی بزرگان اصول گرا که دایره اصول گرایی را تنگ و محدود کردندو بعد مسائل سال 88 بدشان نمی آمد جامعه را به سمت تک صدایی ببرند...

رئیس جمهور دکتر احمدی نژاد که در 2 سال اخیر به جای پیگیری حل مشکلات به دنبال حاشیه سازی و...رفت که هیچ ثمری حتی برای خودش نداشت...

مخالفان اصول گرای دولت که قدر رئیس جمهوری پرکار را نداستند و نقاط ضعفش را پیراهن عثمان کردند..که باعث شد مردم تصوری سیاه از دولتی که با حمایت اصول گرایان سر کار آمد داشته باشند...

 چقدر دوست دارم این روزها دوباره فیلم مختار را ببینم....مخصوصا چند قسمت آخرش
                             

پی نوشت::

 دعوای اصلی، دعوا بین آنهایی است که انقلاب اسلامی را محدود به جغرافیای ایران و در سال ۱۳۵۸ تمام شده می دانند با آنها که قائل به این گفته امام خمینی اند که «تا در هر جای جهان ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم» و انقلاب اسلامی را هم امری مستمر، تا انقلاب مهدی(عج) می دانند.

کمک نمی کنین؟؟؟؟؟؟

                                           به کی رای بدم

دوست دارم به کسی رای بدم که ارزش های انقلاب و اسلام رو از عمق جان باور داشته باشه...اهل افراط و تفریط در مسائل فرهنگی نباشه. آزادی های مردم براش محترم باشه و به شدت به مسائلی مثل فوت مرحوم ستار بهشتی حساس باشه و به راحتی از کنار اون عبور نکنه...شجاعت حرف نو زدن و کارهای نو کردن رو داشته باشه(به خصوص در حوزه فرهنگ).در ضمن اقتصاد رو هم اگه تونست یه سر و سامونی بده!!!!!!

 اما بین این 8 نفر به هر کدوم که نگاه می کنم، می بینم هیچ کدومشون همه این ها رو باهم ندارن..یا حداقل من اطلاع ندارم که همه این ها دراون فرد جمع هست...شما می گید چی کار کنم.....

اصلا همه نمی تونم از یکدوم از ملاکهام دست بکشم چون برام مهم هستن...

یکی کمک کنه...راهنمایی کنه....

قصه تلاش برای ساختن زندگی

                                                   اوشین

هر چند زمان پخش اوشین کودکی بیش نبودم و چهاردست و پا راه می رفتم اما الان که آن را تماشا می کنم، برایم مانند فیلم یا کتاب داستانی است که بارها کسی برایم تعریف کرده است..چون بارها تعریفش را شنیده ام..

بعد از دیدن این سریال انگاریک کار سخت انجام داده ام، یک کار جسمی سخت...انگار بجای اوشین من کار کرده ام....از دیدنش لذت می برم...و احسنت می گویم به آنهایی که در بیست و اندی سال پیش چنین سریال با مفهومی ساخته اند...پر است از تلاش و محبت و انگیزه..

گاهی فکر می کنم چقدر تاریخ ایران و ژاپن به هم نزدیک است..آن نظام ارباب- رعیتی، آن مبارزان با محبت، مقابله سنت و مدرنیته و تلاش برای حفظ هویت بومی در برابر فرهنگ غربی و  جنگ های نابرابر......

چقدر بعضی حرفهایش که به نوه اش می گوید من را تکان می دهد...اینکه من با زغال  می نوشتم و شما به راحتی مدادهایتان را بیرون می اندازید، شماها چقدر راحتید و ما چقدر سختی کشیدیم...

شاید اگر ما هم چنین سریال هایی بسازیم نسل امروز تکانی بخورد و از تن پروری و نارپروردگی و غرغر نسبت به شرایط امروز دست بکشد و حداقل قدمی برای رشد خودش بردارد...پیرانمان هم که گذشته را به فراموشی سپرده اند با یاد آن روزها قدر امروز را بیشتر بدانند.

 

جانا سخن از زبان ما می گویی

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما

گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست


پی نوشت:: منظورم کاندیداهای مطرح برای ریاست جمهوری نیست ها!!!!!!!!!!!!!!!

                       سد و راه افتخار یا وسیله؟؟؟

 ۱۵دقیقه آخر برنامه دیروز، امروز، فردا که با حضور دکتر افروغ و سلیمی نمین به مناظره جذاب و جالب توجه ای تبدیل شد. دکتر افروغ با انتقاد از اینکه تا حرف از عدالت به میان می آید سیمان و سد سازی را به میان می کشند گفت: افروغ گفت: « وقتی می خواهیم نقاط ضعف و قوت را دسته بندی کنیم، باید اولویت بندی کنیم که به چیزی ضعف می گوییم و به چه چیزی قوت می گوییم. بحث این نیست که سد و پل ساخته نشود، بحث این است که این کارها برای چه ساخته می شود؟ آیا در این بین عدالت و مشارکت مردمی ارتقا پیدا می کند؟ کسی منکر ابزار نیست بلکه حرف این است که جای هدف و وسیله نباید تغییر کند. اگر ما قرار کاخ گرایانه جلو برویم که معاویه و کاخ سعد را داشتیم. تا بحث توسعه و کارنامه جمهوری اسلامی به میان می آید، چند سد یعنی سیمان و میله گر به رخ ما می کشند. کسی منکر این ها نیست، اما این ها که در زمان شاه هم انجام می شد.»

سلیمی نمین گفت:« من این فرمایش آقای افروغ را قبول ندارم که می گویند خدمات در زمان شاه هم بود. آیا تهران لوله کشی گاز، فاضلاب، سیستم حمل و نقل و... داشت؟ کشوری که از بی آبی رنج می برد و مردم فرزندانشان را به خاطر خشکسالی می فروختند آیا تعداد سد از تعداد انگشتان دست فراتر می رفت؟»

افروغ پاسخ داد:«هیچ ملتی انقلاب نکرد که همان اتفاق قبل تکرار شود. من اگر بخواهم قضاوت کنم این سوال را می پرسم که جامعه ما نسبت به گذشته چه اندازه اخلاقی تر و معنوی تر شده؟ نرخ بیکاری چقدر پایین آمده؟ گرانی چقدر پایین آمده است؟

این صحبت ها سوالات زیادی را در ذهنم بوجود آورد..براستی آیا عدالت اجتماعی مساوی با سد سازی و راه سازی و خانه سازی؟؟؟؟

براستی آیا انقلاب کردیم و شهید دادیم و از جان عزیزترین عزیزانمان گذشتیم تا نان به دست بیاوریم؟؟؟ آیا هدف از انقلاب این بود که ایران تبدیل به یک کشور پیشرفته به لحاظ اقتصادی شود؟؟

اگر اینگونه نیست پس چرا تا انتخابات می شود، هر کس شعارهای اینچنینی در زمینه اقتصاد دهد به دنبال او می رویم..اگر نیست چرا وقتی می خواهیم دستاوردهای انقلاب را بگوییم حرف از تعداد شهرهای گاز کشی شده و روستاهای راه آسفالت دار شده می زنیم به گونه ای که انگار انقلاب کردیم تا این چیزها را به دست بیاوریم؟؟؟

به نظر شما اگر انقلاب نمی شد و شاه می بود اقدامات زیر بنایی انجام نمی شد؟؟  در قانون اساسی ما آمده اقتصاد وسیله است، اما ما خیلی وقت ها پز وسایل رسیدن به هدف را می دهیم درست مثل دانش آموزی که دائم بگوید من مداد دارم و سرکن  دارم و...نه این ها وسیله است.

من معتقدم شعار انقلاب همان هدف انقلاب بود یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی و بی شک در این دوره به کسی رای خواهم داد که گسترش  آزادی حقیقی، استقلال همه جانبه و جمهوریت (مشارکت مردم در همه امور) ،معنویت و اخلاق، بالا بردن فرهنگ مردم و مبارزه با افراط و تفریط هدف غایی برنامه های او باشد، نه اینکه به امور زیربنایی و اقتصاد که مهم است و باید باشد به چشم هدف نگاه کند.

**پی نوشت***پی امروز جمله از امام خمینی (ره) دیدم که مرا تکان داد:

همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. این موافق هر که باشد، باشد، مخالف هرکه هم باشد، باشد. ( صحیفه امام،ج13،ص102)

ما می خواستم به اینجا برسیم..به اینجا که همه نظر خود را بدهند..راستی چقدر به این سخن امام نزدیک شده ایم ؟؟؟؟؟

طنز خوب

                       این خونه روشنه اماچراغی ..هست،نیست؟؟؟

این روزها سریال طنز ساختمان پزشکان در حال بازپخش است..و من باز در پس دیدن این سریال خندیدم و فکر کردم...فکر کردم و...

یه سرچ اینترنتی کردم عده ای مخالف این سریال طنز بودند و تیتر زدند بازپخش یک سریال مسئله دار.

وحید یامین پور در همان زمان مطلبی درباره این سریال در وبش نوشت و به مفاهیم قسمت هایی از سریال رنگ و بوی سیاسی داد...عده ای هم آن را مروج افکار فروید می دانستند..

عده ای انتقاد داشتند که مثلا در این سریال حریم ها رعایت نمی شود و پدر و مادر بدون در زدن و..وارد خانه پسرشان می شود.(البته در این مورد می توانم بگویم این انتقاد بی انصافی بود، چون سریال داشت زشتی این کار را نشان می داد.در حالی که غیر منصفانه یک کارشناس که شخص مشهوری هم هست می گفت این سریال با این کار می خواد بگه مگه ما تو خونه هامون چی داریم که باید براش حریم قائل باشیم)

یه مستند درباره این فیلم دانلود کردم..چند کارشناس درباره این فیلم نظر می  دادند..یه کارشناش که خانم هم بود می گفت(نقل به مضمون) حتی اگر این طنز بخواهد زشتی ها را نشان دهد و در پس خنده بگوید این کار زشت است درست نیست، چون قرآن این کار را نادرست و اشاعه زشتی می داند...(((در نظر داشته باشید باز برخی کارشناسان می گویند طنز فقط نباید بخنداند بلکه باید در پس خنده چیزهایی هم یاد بدهد)

بحث من فقط سریال ساختمان پزشکان نیست که حتما ایراداتی دارد،( یکیش کادو دادن هومن به زن دوستش!!!!!!!!!) بحث سر طنز ساختنه..

شبهای بربره رو هم حتما یادتونه..به نخودچی خورونش که اتفاقا در مزمت غیبت بود ایراد گرفتیم و می گفتیم بر اثر این کار بچه ای نخود تو گلوش گیر کرده و مرده و......چرا همچنین کارا یاد می دن و....

خنده بازار هم که چون تقلید از عده ای در اون بود؛ مرد شبیه زن شده بود، اشکال داشت....

برنامه رادیویی جمعه ایرانی هم که می گن در لفافه جک های زن همسایه و مرد همسایه حرفهای غیر قابل پخش می زنه!!! و زن ها صداشون رو نازک می کنن و...

من به درستی و یا نادرستی انتقادات کاری ندارم، اما من بالاخره نفهمیدم که چطوری می شه طنز ساخت؟؟ شما یه نمونه موفق(غیر از چارلی چاپلین) به من نشون بدین.

 پی نوشت:یاد یه قسمت از همین سریال ساختمان پزشکان افتادم که ناصر و دکتر نیما می خواستند برای صدا و سیما فیلم بسازند، اما دائم با محدودیت و خط قرمز رو به رو می شدند..

  از یک راه طی شده با شما حرف می زنم

... تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف می‌زنم.

من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام. به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام. موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام، ساعت‌ها از وقتم را به مباحاث بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام.

من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام، ریش پرفسوری و سبیل نیچه ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان موجود تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه را ـ بی آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش ـ طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده‌است که ناچار شده‌ام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید. باید در جست‌وجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت... و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم.

                                                               سید مرتضی آوینی

                                                http://mtw-dini.ir/images/stories/avini.jpg


***این جملات را خود شهید آوینی در وصف دوران جوانی شان گفته اند که در ماهنامه سپیده دانایی به چاپ رسیده است.

 

باران ببار....

باران ببار 

می خواهم زیر قطرات زلال و شفافت گناهانم را بشورم....

می خواهم تو نم نم بباری و من قطره قطره اشک بریزم

با تو هوس خواندن نامه عاشقانه علی به خدا به سرم می زند.

پس حداقل به اندازه یه یک کمیل خواندن ببار

ببار که خسته ام...

خسته از همه آرزوها

از ای کاش ها

ببار شاید آرزوهایم هم شسته شود...و راحت شود روحم...

ببار که اگر دنیا قفس است..کلید رهایی از این قفس رها شدن از آمال هاست.

باران ببار..ببار ای فرزند ابر سپید...ببار...

****این پست را در حالی می نوشتم که نم نم باران فضای شهرم را خیس کرد.

پی نوشت: دومینوی ضد صهیون ...کلیک کنید

یه سوال


 به نظر شما خداوند از خلقت هر انسان به طور جداگانه هدف خاصی داشته است یا یک هدف و فلسفه خاص برای خلقت و آفرینش همه انسان ها وجود دارد؟؟


پی نوشت:

دوست دارم این رزهای زیبا رو هم به شما تقدیم کنم