عیدانه فراوان شد.....

                                                     با طعم عید فطر

یکی از سحرهای ماه رمضان  پدر به من گفت :حکیمه چته؟؟ گفتم ..من ؟؟هیچی بابا چطور مگه  گفت :رفتارت فرق کرده  .اصلا خواب درستی هم نداری ؟دقت کردم ...بعضی وقت ها می بینم خیلی از شب  گذشته هنوز بیداری .

لبخندی زدم و گفتم :چیزی نیست .نه اینکه مامان مسئولیت سحری رو  به من واگذار کرده ....یه خورده دلواپس اینم که حتی صدای زنگ موبایل هم بیدارم نکنه و بی سحری بمونیم ...به خاطر همین تا سحر خیلی خوابم نمی یاد.

بابا که انگار باور نکرده بود گفت :نه ..حرفهات هم عجیب شده ..چرا تازگیها می گی مرگ چیز بدی نیست ..گفتم :نه بابا من منظورم چیزه دیگه ای بود ..منظور من این بود کدوم پدر و مادری حاضرن مثلا دست بچه خودشون رو بسوزونن ،حالا خدا که از پدر و مادر رحمتش بیشتره ،اینقدر از غذاب خدا گفتن و ترس از اون دنیا در باور من نمی گنجه ..

گفت :هر چند یه جورایی حرفت رو قبول ندارم اما فعلا نمی خوام باهات بحث کنم ..مطمئن باشم چیز دیگه ای  نیست ....قاطع جواب دادم :آره بابا باور کنین ....

اون لحظه همه چیز تمام شد .اما روزهای بعد که به حرفهای پدرم فکر می کردم .احساس رضایت عمیقی وجودم رو پر می کرد.با خودم می گفتم :چه خوبه آدم کسائی رو داشته باشه که نگرانش باشن .چقدر زندگی زیباست وقتی حس می کنی افرادی هستند که براشون خیلی عزیزی ...عزیزتر از جانشون ..

                من و بابام ..وقتی من 6-7سالم بود

آره زندگی رو همین ها برا آدم شیرین و تحمل پذیر می کنن ....احساس شادی وخوشبختی در همین نزدیکیست. کافیه بخوای درکش کنی ..احساس مثبت رو خواهری بهت منتقل می کنه که از هر دوستی بی اغراق به تو صمیمی تره ..پای حرفهات که خیلی ها وقت شنیدنش رو ندارن با احساس و عشق می شینه و خیلی وقت ها برات دلسوزی می کنه .و خواهر دیگری که همواره برات آرزوهای قشنگ داره و تو هم کلی ذوق می کنی وقتی او بعد از تلاش زیاد اولای همین ماه رمضون خونه دار می شه .

احساس شادی رو خواهرزاده هایی بهت منتقل می کنن که یکدومشون بلد نیست اسمت رو درست بگه و با شیرین زبونی هنور بجای خاله حکیمه می گه خاله حمیکه ....اون بانمک خواهر زاده دیگه ای که بوسه هاش رو در ازای سی دی مرد عنکبوتی و...به تو می فروشه و اولی که امسال منتظری لباس مدرسه بپوشه و تو با دیدن او تو مانتوی بنفش و مقنعه سفید قربون صدقه اش بری.

  
  خواهرزاده های عزیزتر ازجان

اما زندگی  فقط این نیست .روی دیگر زندگی ما کسانی که در فضای مجازی فعالیت می کنیم دوستانی هستند که شاید خیلی هایشان را ندیده باشیم اما آنقدر به هم نزدیکیم که بینمان احساس غریبه بودن معنایی ندارد ....مگر غیر از این است که فکر ها و اندیشه ها آدم ها را بهم نزدیک می کند .دلم می خواهد به تک تک آنها جداگانه عید را تبریک بگویم .

قبل از این وبلاگ وبی داشتم با نام برای ریحانه  و دوستانی آن موقع همراهم بودند..خیلی هایشان دیگر در عرصه وبلاگ نویسی فعالیت نمی کند ..دلتنگ خیلی هایشان شده ام ....

اما دوست خوبم شیدا جاوید عزیز برایم یادگار آن روزهاست .آن موقع اسم وبلاگش سیاسی نوشت های یک دختر دانشجو بود .شیدا جان شاید یادت نباشد در اولین نظری که برایت گذاشتم نوشتم غرورداری .می دانم بعضی اوقات تو را رنجاندم ..تویی که شیشه آرامشت شکستنی است..پس مرا ببخش ..عزیز عید فطر را به تو تبریک می گویم  وبرای تو وخانواده ات آرزوی بهروزی و سلامتی دارم .خیلی دلم می خواهد به قم سفری داشته باشم و تو را از نزدیک ببینم ..شاید روزی بشود...هر وقت زیارت حضرت معصومه رفتی التماس دعا . 

یکی دیگر از بزرگوارانی که آن موقع همراه بود و الان نیز برخی مواقع با حضورش من را شرمنده فروتنی خود می کند دکتر مهدی کوچک زاده نماینده مردم تهران در مجلس است .عزیزی که همواره با روی باز در محیط مجازی به سوالات وبلاگ نویسان پاسخ می دهد و خود را جدای از آنان نمی پندارد.آن جمله  تان که نوشتید آب مایه حیات نیست وقتی پای حسین درمیان است خیلی بر من تاثیر گذاشت و فراموشش نمی کنم  .جناب آقای کوچک زاده از صمیم قلب عید بزرگ فطر رو به شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم همواره سربلند و پیروز باشید ....

رو به فردا یکی از اولین وبلاگ هایی بود که بعد ازاینکه وبلاگ نویس شدم اکثر مطالبش را دنبال می کردم .طنز و نمک اضافه شده !! نوشته هایش را همیشه دوست داشتم.برادر خوبم حسام الدین معین درباری عید فطر رو بهتون تبریک می گم و آرزو همیشه هرچی از حضرت باری تعالی می خواید بهتون بده .راستی می دونید من همیشه به این اصفهانی ها حسودیم می شه و بدم نمی یاد اصفهانی می بودم ...

 

آقای محمد طالبی که وب یادداشت های یک دانشجوی فناوری اطلاعات رو به روز می کنید ،آقا رضای غفاریان  ،فریبا فرهمند عزیز،سحر عزیز نویسنده وبلاگ آفتاب 110که تازه به جمع همراهان من پیوسته ای عیدتان مبارک

برادر خوبم ایلیا عرشیا ...اسفند 90 به همراهان اینترنتی من پیوست ...مطالب وبلاگش را همیشه می خواندم ..الان که سایت نویس شده اند هم همینطور...در جایی خواندم که گفتن  قصه ایشون با دکتر احمدی نژاد شده مثل قصه اویس قرنی ..علی رغم ارادت فراوان به دکتر هنوز نتونستند ایشون رو ببینن ..من هم این عید سرشار از معنویت رو به ایشون تبریک می گم و از ته دل دعا می کنم که به این آرزوشون برسن .

منتظر خورشید ...عید رو بهتون تبریک می گم و این شعر رو تقدیم شما می کنم ..دعا می کنم غرق باران شوی ..چوبوی خوش یاس و ریحان شوی ،چو یاران مهدی شمارش کنند ،دعا می کنم جزءآنان شوی ...

مهسا ی عزیز آرزو می کنم رودخانه نقره ای ات همواره جاری باشد عید بر تو مبارک ...نوشته هایت حرف دلند خیلی وقت ها نوشته هایت را می خوانم عید بر شما که در مسیر عدالت و یگانه پرستی و توحید هستید مبارک است انشاءالله .بر شما هم همینطور آقای نسل سومی که دست نوشت هایتان پر از معنی اند ..برادر بزرگواری که وبلاگ بصیرت عاشورایی رو به روز می کنید بر شما هم مبارک ...،،آقای حامد فتاحی به شما هم تبریک می گم  .

 

اما بچه های مرکز توسعه وبلاگ نویسی که در این میان جای خود را دارند .در وهله اول باید یاد کنم از آقای محمد دهقان روحانی عزیز و پر تلاش که بارها و بارها ما را شرمنده همراهی خود کرد اما نمی دانم چرا از وقتی وب سایت دارند کمتر به ما سرمی زنند .آقای دهقان عید رو به شما ودختر خانم های گلتان تبریک می گم .

خانم عباسی عزیز خیلی دوستتان دارم ..مهربانی و اخلاق نیکوی شما همیشه برایم قابل تقدیر بود .سلامتی شما و خانواده محترمتان را از خدای رحمان و رحیم مسئلت دارم و عید رو از صمیم قلب بهتون تبریک می گم .

 

برادر خوبم سعید آقای کسرائی نیا ..عید بزرگ فطر رو به شما هم  تبریک می گم و امیدوارم در عرصه فضای مجازی روز به روز موفق تر باشید و به خواسته هایتان در وادی برسید .بابت اینکه سحرهای ماه رمضان ما را مهمان معارف اهل بیت سلام الله علیها کردید بی نهایت سپاسگذارم

خانم یاسی عزیز و مهربان و دوست داشتنی عید فطر رو مخصوص به شما تبریک می گم و امیدوارم لحظه لحظه این روزهای قشنگ عید بر شما مبارک باشه ..

مرضیه شهریاری  دوست داشتنی  گنجینه عفاف و حجابت همواره پر از گوهر های نجابت و ایمان باد عیدت مبارک.راضیه اکبری دوست خوبم حرفهایت طوریست که خیلی ها می شنوند ایام به کامت باد .متین ذوالفقاری مهربان قطرات باران به عنوان نماد رحمت الهی همراه در زندگیت جاری باد عیدت سرشار از شادی و برکت .

خانم خزاعی عزیز باور دارم ایمان درونت قدرتمندترین آنتی ابلیس دنیاست .برای شما همراه همیشگی ام در فضای مجازی آرزوی سلامتی و بهروزی دارم و دعا می کنم خداوند سایه تو را بالای سر محمد طه نگه دارد ..عیدت مبارک .

الهه بنی اسدی عزیز همواره در پناه قرآن باشی و در لحظه لحظه زندگی آیه های نور روشنی بخش دقایقت باشد .برادر بزرگوار آقا حامد نویسند وبلاگ مائده ،آسیه خزیمه نژاد دوست عزیزم عید بر شما هم مبارک باشد .

عزیزان ما همه خواهر و برادرهای ایمانی یکدیگرم و بی شک همه ما در ساختن ایرانی مقتدر و پیشرفته و سرشار از ایمان و معنویت نقش داریم .هیچ کس جزما نمی تواند زشتی های مانده بر چهره جامعه را پاک کند و زیبایی هایش را ماندگار کند .نباید خودمان را دست کم بگیریم .نباید اختلافاتمان باعث شود بر چهره هم چنگ بزنیم و دلهایمان از هم پر کینه کنیم .ما جامعه ای مهدوی می خواهیم و بی شک اینچنین جامعه ای جز با رحمت و مهربانی ساخته نمی شود .

دوستتان دارم و در لحظه لحظه زندگی برای تک تک شما از خدای بزرگ  آرزوی خوشبختی و سعادت می کنم .عید هزاران هزار بار بر شما مبارک .....

              

شما بگویید

     صلاح کدام است ؟؟

                          دیپلماسی انقلابی و آرمانگرایانه یا تن دادن به عرف های دیپلماتیک

                                   

وقتی در سایت ها و وبلاگ ها چرخی می زنم و مطالب برخی از افراد منتقد به سیاست ها و رفتارهای دستگاه دیپلماسی کشور رو می خونم به نکته ای می رسم که به نظرم جای بحث و گفتگو داره .

برخی از این افراد معتقد هستند سیاست و رفتارهای امورخارجه ای دولت در سال های اخیر تفاوت کرده و به گونه ای از سیاست خارجه انقلابی و آرمانگرایانه به سمت تن دادن به عرف های دیپلماتیک بین المللی تغییر جهت داده است .

البته آنها معتقدند دولت و شخص رئیس جمهور همچنان شخصی ضد صهیونیزم و در عرصه تقابل با رژیم اشغالگر قدس بدون هیچگونه تغییری می دانند و نقدشان به رفتارهای دستگاه دیپلماسی کشور مربوط به مواردی مثل نظرات رئیس جمهور درخصوص بیداری اسلامی ، در آغوش گرفتن وزیر امور خارجه بحرین توسط صالحی وزیر امورخارجه کشورمان و یا پیام تسلیت رئیس جمهور به مناسبت درگذشت ولیعهد عربستان است و معتقدند هرچند نیاز به برخورد با این افراد نیست اما نباید به گونه ای رفتار کرد که معنای خاصی به ذهن ملت ها متبادر شود.

اگر معتقد به تفاوت سیاست های امورخارجه ای دولت هستید و مواردی مثل همین پیام تسلیت دادن ها به مناسبت درگذشت ولیعهد عربستان و یا در آغوش گرفتن وزیر امور خارجه بحرین را در شان یک دیپلمات انقلابی نمی دانید ....در خصوص این تفاوت رفتاری نظر دهید و بگویید دولت نهم در برخورد با کشورهایی مثل عربستان که سابقه خیانت او مسلمین (به عنوان مثال در جنگ 23روزه لبنان و 22 روزه غزه ) بر هیچ کس پوشیده نیست چگونه رفتاری داشت که برخوردهای فعلی ( دولت دهم) را متفاوت با آن ارزیابی می شود؟

...........در مورد سوالات زیر نظردهید........

اصولا به عقیده شما در عرصه سیاست خارجی ،دیپلمات ها و سیاسیون کشور ما باید چه خط مشی را در پیش گیرند تا همچنان یک دیپلمات انقلابی باقی بمانند؟سیاست خارجی آرمانگرایانه را راه درست و صحیح می دانید و یا معتقد به تن دادن به عرف های دیپلماتیک هستید .

به عنوان یک عضوی از ملت ایران تا چه اندازه حاضرید نتایج و پیامدهای حاصل ازسیاست خارجی آرمانگرایانه دولتمردان را بپردازید ؟

اگر تن دادن به عرف دیپلماتیک بین المللی راه رسیدن به هدف اصلی در سیاست خارجی انقلاب اسلامی را سهل الوصول کند باز هم آن را نمی پسندید و معتقدید همچنان باید مسیر سیاست خارجی آرمانگرایانه توام با واقع بینی را طی کرد؟

 

زلزله سياسي

زلزله سياسي

سایت تابناک در بخشي از خبر خود درباره زلزله آذربايجان نوشت :


حال بیایید از جنبه دیگری به ماجرا بنگریم تا درد نهفته هموطنان زلزله زده‌مان در آذربایجان شرقی بیش از پیش آشکار شود؛ جایی که با گذشت یک روز از واقعه دلخراش زلزله در شرق تبریز، هنوز پیامی از رئیس جمهور کشورمان مبنی با همدردی با شهروندان آسیب دیده مخابره نشده است؛ هم‌ او که پیام‌های پی در پی‌اش در روزهای گذشته، ظاهرا موفقیت ورزشکاران کشورمان را در رقابت‌های مهم المپیک هدف گرفته بود؛ اما این بار که شمال غرب کشور در بهت و اندوه فرو رفته بود، نه تنها پیامی ننوشته، که انتقادی به عملکرد صداو‌سیما نیز بروز نداده است.

........................................................


جالب اينجاست كه در اين خبر اشاره به پيام تسليت اعضاي هيات دولت شده اما گويي در مرام ايشان رئيس جمهور جزءاعضاي هيات دولت نيست !!!!!


وقتی دهان های هرز گویان به طعنه باز می شود

                                            حواشی تلخ پایان قصه مرغ     

فکر کردیم قصه مرغ و حواشی اون تموم شده ..اما انگار نه ....حکایت همچنان باقیست .وقتی در خبرها خوندم  ولید جنبلاط رییس حزب سوسیالیست ترقی خواه لبنان!!!! با اشاره به  سفر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی به لبنان از وی خواسته بود كه به امورداخلی ایران از جمله حل قیمت مرغ در تهران بپردازد!!!!!اعصابم کلی به هم ریخت .

به قول وحید یامین پور بعضيها همه ي حيثيت انقلاب را بپاي گراني و ارزاني فدا مي كنند.آخر چرا باید طوری عمل کنیم که این ها دهانشان به طعنه علیه ما بازشود.به نظرم من خیلی هایمان دیگر باید خجالت بکشیم  از استقامت و ایستادگی حضرت خدیجه سلام الله علیها در شرایط تحریم و شعب ابوطالب سخن بگوییم .تازه بگذریم از اینکه شرایط ما با آنچه آن بزرگواران تحمل کردند قابل قیاس نیست ...

نمی دانم چرا بعضی ها که شرایط سخت اقتصادی دهه شصت را تجربه کردند این روزها صبرشان در مسائل اقتصادی به اقل رسیده است .

به راستی مقصر کیست ...

کسانی که ما رو تحریم می کنن و خوراک مرغ به ما ندادن!!!!

مسئولینی که نتونستن این شرایط رو پیش بینی و براش چاره اندیشی کنن

مردمی که نتونستن یک هفته ...ده روزی مرغ نخورن و با ایجاد صف های طولانی سوژه برای رسانه ها درست کردن

خبرنگارانی که مدام از صف های طویل انتظار مرغ !!!عکس گرفتند و در رسانه هاشون چاپ و یا منتشر کردن و در واقع مرغ رو بین المللی کردن !!!

هیچ کدوم از اینها برای من مهم نیست ..مهم آبروی کشورم و انقلابیه که با خون آبیاری شده

یاد امام به خیر که می گفت :مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند ،منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره ی هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند» و «امروز ما مواجه با همه ی قدرت ها هستیم و انها در خارج و داخل دارند طرح ریزی می کنند برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند و این یک تکلیف الهی است برای همه  اهم تکلیف هائی است که خدا دارد،یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر(عج)باشد،اهمیتش بیشتر است،برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا می کند برای اسلام

 

حرفهای دانشجویان و پاسخ ها و نظرات رهبر انقلاب اسلامی

حرفهای دانشجویان و پاسخ های مراد و مرشد

تاریخ دیدار 1391/5/16

*****برای مثال شما در طی سال گذشته انتقاداتی نظیر "راضی‌کننده نبودن وضعیت عدالت در کشور" و یا "عمل نشدن به پیام هشت‌ماده‌ای مبارزه با مفاسد اقتصادی" را مطرح کردید که در رسانه‌های خارجی نیز انعکاس داشت. حال اگر حول یکی از مواضع ما نیز چنین انعکاسی اتفاق افتاد؛ آیا می‌توان بلافاصله حکم کرد که در پازل دشمن بازی کرده‌ایم؟ مطمئنا شاخص‌های دیگری در این مورد وجود دارد.  
همچنین عده‌ای صرف پرداختن به بعضی سوژه‌ها را بازی در پازل دشمن تلقی می‌کنند. برای مثال برخی افراد هرگونه انتقاد از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا فضای بسته و امنیتی دانشگاه را در عین «مشخص کردن خط و مرزهایمان با دشمن»، «فراموش نکردن قوتها» و «عدم القای یاس در لحن» جزو بازی در پازل دشمن تلقی می‌کنند.

*****نظر رهبر عزیز

من به هيچ وجه اعتقادي به انتقاد نكردن ندارم بلكه همواره اصرار دارم، جريان دانشجويي موضع انتقادي خود را حفظ كند.اما در بيان انتقادها بايد به اين نكته توجه شود كه طرح آن به گونه اي باشد كه مقصود دشمن را برآورده نكند

****************************************************************************

 ****در میان جمعی از نخبگان دلسوز جبهه انقلاب این دغدغه وجود دارد که نظرات کارشناسی مطرح شده از سوی آنها متفاوت با نظرات خاص رهبری واقع شود و عده ای نیز بالافاصله بعد از طرح هر نظر کارشناسی انگ ضدیت و عدم تبعیت از ولایت فقیه بزنند و جلوی ارئه ی نظرات کارشناسی نخبگان را به بهانه ضرورت تطبیق یا اطلاع گیری از کنه منویات رهبری بگیرند. در سوی تفریط نیز عده ای از مسئولین به جای پیگیری فرامین آشکار رهبری و سیاست های نظام در مقام دیوان سالاری ، روشنفکرانه نظرات متفاوت با این موارد را اجرا می کنند

پاسخ رهبر عزیز

هيچ نظر كارشناسي كه مخالف با نظر رهبري باشد به معناي مخالفت با ولايت نيست و كار كارشناسي و دقيق علمي، به هر نتيجه اي كه برسد، براي صاحب آن نظر، معتبر است و نبايد مخالفت با نظام تعبیر شود

***********************************************************************************

ما دانشجویان به هیچ وجه منکر آزادی بیان مقید به قانون نیستیم اما سوال ما این است که چرا این وجه قانونمندی، فقط درباره برخی نیروهای انقلاب رعایت می شود ؟ چرا قانون، زمانی که سایت نزدیک به ریاست مجلس مقاله قیاس نظام مقدس اسلامی با نظام شاهنشاهی را پوشش داد،سکوت کرد؟ ولی در مقابل،دانشجویان حزب اللهی منتقد که از سر دغدغه انتقادهایی را نسبت به عملکرد برخی مسئولین ولو با درجه ای از اشتباهات لفظی عنوان می کنند، به حبس و جرائم نقدی سنگین محکوم می شوند . 
 
گویا ریاست محترم قوه قضائیه آنقدر فرصت دارد که در رسانه ملی علیه مطالب یک وبلاگ اعلام موضع کند اما فرصت ندارد که علیرغم دعوت های مکرر دانشجویان یک بار هم در صحن
عمومی دانشگاه حاضر شود.
ما دانشجویان از تحدید آزادی بیان از سوی برخی  مسئولان قوه قضائیه بیمناکیم. با وجود آنکه در این قوه اقدامات مناسب و قابل تقدیری در مقابله با برخی مفاسد صورت گرفته اما به نظر می رسد خطوط قرمز در قوه قضائیه رنگ و بوی خانوادگی گرفته است

نظر رهبر انقلاب

 درخصوص برخي برخوردهاي قضايي با تشكل ها، سايت ها و وبلاگ هاي دانشجويي البته قوه قضاييه در اين خصوص، استدلالهايي دارد كه اگر مطرح شود احتمالاً برخي ابهامات برطرف خواهند شد اما عقيده من هم اين است كه نبايد در قبال اظهار نظر تند يك جوان دانشجو برخورد تند شود  

 

.........................

و در پایان چند توصیه رهبر انقلاب به جوانان و دانشجویان

از «قول به غير علم» بپرهيزيد

همانطور كه به نماز و روزه اهتمام داريد به پرهيز از غيبت و تهمت و بيان مطالبي كه به آن علم نداريد جداً اهتمام كنيد

مراقبت از لغزشگاه خطرناكي به نام پست و مقام

 سطح معرفت خود را مطالب سايتها،‌وبلاگها و اينجور مسائل قرار ندهيد بلكه سعي كنيد با اتكاي به قرآن، نوشته هاي استاد مطهري و نوشته هاي فضلاي بزرگ و فضلاي جوان حوزه ها، بطور روزافزون سطح معارف خود را ارتقا دهيد.

واقعيات كشور، اميد را در دلها افزايش مي دهد هرچه مي توانيد اين شعاع درخشان اميد رادر دل خودتان و در دل مردم زنده نگه داريد و گسترش دهيد

پی نوشت :سعی کردم مختصر و مفید باشد در هر حال باز هم بخاطر طولانی شدن پست عذر می خواهم چاره ای نبود

یک درس از شاهنامه

                                             شیاطین  کجا را هدف قرار می دهند               

 قصه جمشید و ضحاک و مارهایی که بر اثر بوسه ابلیس بر دوش ضحاک رویید را همه یا خیلی هایمان شنیده ایم ..این را هم خوانده ایم و شنیده ایم ابلیس که خود را به شکل طبیبی دلسوز درآورده بود به ضحاک گفت برای آرام گرفتن آن دو مار باید هر روز مغز دو جوان به آنها خورانده شود و اینگونه ضحاک مار به دوش تبدیل به  یک خون آشام می شود و هر روز دو جوان را می کشد تا مغر سرآنان را به مارها بخوراند .

اما یک نکته ...فردوسی را حکیم ابوالقاسم فردوسی می خوانیم و بی شک یک حکیم حتی در افسانه سرایی هم نکته و پندی برای جهانیان دارد ..آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که چرا ابلیس به ضحاک مثلا نگفتت باید دل و قلب دو جوان به مارها خورانده شود .

جواب کاملا روشن است  شیاطین مغر آدم ها (جالب است که در شاهنامه حرف از مغز دو جوان زده شده) را هدف قرار می دهند .تا مغز و ذهن آدم ها در اختیار شیاطین نباشد آنها هیچ غلطی نمی توانند بکنند .

به نمادهای در شاهنامه خوب دقت کنید ...ابلیس به شکل طبیب دلسوز ،مغر ،جوان و......همه این نمادها برای آدمی کلی حرف دارند .

اگر به دنبال حذف و بی اثر شدن اقدامات شیاطین جن و انس هستیم ..باید مقوله اندیشه و تفکر را جدی بگیریم ..نباید احساسات را تحریک کنیم در حالیکه هیچ برنامه ای برای رشد فکری و تعالی اندیشه آدم ها(قبل از همه آدم ها خودمان به عنوان یک شخص و یک عضو از جامعه ) نداریم ...راستی روزانه چقدر به مسائل مختلف و دارای اهمیت فکر می کنیم ؟؟نکند آنقدر خودمان را درگیر کارهای روزمره زندگی کرده ایم که اندیشیدن یادمان رفته است ....یادمان باشد که ما پیرو همان دینی هستیم که بزرگانش گفته اند یک ساعت اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است .

                                                  


متن و حاشیه دیدار دانشجویان با دکتر احمدی نژاد....دل من هم برای سوم تیری ها تنگ شده است....


در هوای کوی دوست

    بخوان... عم یتساءلون 

این روزها بیشتر از هر وقت دیگری مشتاقش هستم ...انگار دوای درد هایم را آنجا گذاشته ام و باید دوباره بروم تا دل شکسته ام التیام گیرد ...حساب و کتاب مادی می کنم می بینم با دو دو تا چهارتای دنیایی امکان اینکه به این زودی ها طواف خانه یار کنم نیست ...

بعضی ها به من می گویند تو که یک بار رفته ای ...دوبار خواستنت  دیگر چه صیغه  ای است ....شاید آنها راست بگویند..... اما ناآرامی دل بیقرار من حرفی دیگر دارد ....آخر فراموش کردم کنار رکن یمانی به یاد مولایم نادعلی بخوانم .....زبانم قفل شده بود شفای دردهایم ...التیام زخم هایم را از محبوب بخواهم ....آن یک بار چشم هایم روشن از دیدن قبور ائمه بقیع نشد و فقط ورودی قبرستان بقیع برای ائمه مظلوم بقیع اشک ریختم و ناله زدم که نامردها مگر بهشت هم زنانه ..مردانه دارد ...خدای من طاقت ندارم ...صبر ندارم ....گفتم که آخر  دوای دردهایم آنجاست ....

.یاد حدیثی افتاده ام از حضرت صادق علیه السلام: هر كس قرائت سوره نبأ را یك سال ادامه دهد و هر روز آن را قرائت نماید از سال خارج نشود مگر اینكه خانه خدا را زیارت خواهد كرد

شنیده ام خیلی ها خوانده اند و مشرف به زیارت خانه دوست شده اند ....می خواهم شروع کنم تا انشاءالله یک سال دیگر بتوانم دوباره روضه النبی را زیارت کنم ...این آرزو و خواسته را در حالی از حضرت باری التعالی می خواهم که نه ثبت نامی دارم و نه هیچ چیز دیگری ..اما امید دارم ...

تو دوست عزیز هم می توانی شروع کنی...باور کن با تمام وجودت که تا سال دیگر از عطر حرم نبوی خوشبو گشته ای ..باور کن ...و از همین حالا بخوان ...با من بخوان ....عم یتساءلون

سوره نباء اولین سوره جزء سی ام قرآن است ...حفظ کردنش هم کار سختی نیست ...برای اینکه فراموش نکنیدکه هر روز بخوانید می توانید حفظ کنید و در نمازهای یومیه تان بخوانید ..

آنچه بر ما گذشت

وقتی رهبر انقلاب شخصا وارد میدان شد

رهبر عزیز انقلاب در دیدار با کارگزاران و مسئولان نظام :

در آن دوره اي كه ادبيات مسئولان ما آميخته به تملق گويي از غرب و امريكا شد، فردي كه مجسمه شرارت بود، به خود اجازه داد كه جمهوري اسلامي ايران را محور شرارت معرفي كند.
در آن دوره بواسطه همراهي با غربي ها و عقب نشيني هايي كه انجام گرفت، آنها آنقدر جلو آمدند كه من مجبور شدم شخصاً وارد ميدان شوم.
غربی ها در آن دوره آنقدر گستاخ شدند كه حتي هنگامي كه مسئولان ما به سه سانتريفيوژ قانع شده بودند، آنها مخالفت كردند اما امروز 11 هزار سانتريفيوژ در كشور فعال است
 اگر آن عقب نشيني ها ادامه پيدا مي كرد قطعا امروز از پيشرفتهاي هسته اي و نشاط و ابتكار علمي در كشور خبري نبود.

قربانت روم  نمی خواهم دوباره آن روزگار تکرار شود و تو دلت از تملق گویی مسئولین از آمریکا و دیگر دشمنان این ملت خون شود ..

رهبر عزیزم  ننگ بر من اگر بگذرم مانند آن دوره باز  تنها شوی 

دو لینک زیر را حتما دانلود کنید و گوش دهید ...5 دقیقه بیشتر وقتتان را نمی گیرد  (از استاد رحیم پور ازغدی )

سیاست خارجی دولت اصلاحات 

شهدا در دوره اصلاحات 


پی نوشت :اگر دوست دارید از وبلاگ دیگرم دیدن کنید ..لطفا اینجا را کلیک بفرمایید ... 



                    وقتی ارزش یک مجسمه از جان انسان بیشتر می شود

                    وقتی ارزش یک مجسمه از جان انسان بیشتر می شود 


منبع :آهستان 

****آنقدر این مطلب به دلم نشست که نتوانستم دروبلاگم کپی نکنم

مجسمه های تخریب شده بودا در بامیان افغانستان- عکس از بی بی سی

مجسمه های تخریب شده بودا در بامیان افغانستان- عکس از بی بی سی


چند سال پیش وقتی طالبان در افغانستان قدرت گرفت و آن کشور را زیر سلطه خودش درآورد، اخباری در رسانه‌های دنیا منتشر شد درباره نابودی مجسمه های بودا توسط نیروهای طالبان. آه و ناله‌ی سازمان‌های بین المللی بلند شد که «مسلمانان تندرو» در حال نابودی تاریخ و فرهنگ و سنت و میراث فرهنگی و نمادها و مجسمه‌های بودا هستند.

البته ما هم اقدام ضدفرهنگی نیروهای طالبان را محکوم می‌کنیم (بگذریم از اینکه طالبان چه کسانی بودند و چطور به قدرت رسیدند و چطور آمریکایی‌ها به بهانه‌ مبارزه با آنها به افغانستان تجاوز کردند و چند سالی هست که چه بلاها بر سر مردم نیاورده‌اند) اما حالا در گوشه‌ای دیگر از کره زمین، برخی از پیروانِ صلح‌طلب (؟!) همان مجسمه‌ی بودا دارند مسلمانان را می‌کشند، صدای هیچ کس هم بلند نمی‌شود!

دنیای وارونه یعنی همین. یعنی جایی که ارزش یک مجسمه بیشتر از جان یک انسان است. جایی که پست‌ترین آدم‌های روی کره زمین مدعی دفاع از حقوق بشر و کرامت انسان‌ها می‌شوند. البته بستگی دارد که آن انسان چه عقیده‌ای داشته باشد و به کدام مرام زندگی کند؟ (اسرائیلی باش و آدم بکش، می‌شوی انسان مظلوم؛ اما فلسطینی باش و از سرزمینت دفاع کن، می‌شوی تروریست!)

به هرحال این تصویر زنده‌ی دنیای امروز ماست. در قرن بیست و یکم، در کشوری عربی، هنوز رانندگی برای زنان حرام است اما حاکمان این سرزمین خیلی راحت کنار روسای دولت‌های مدرن غربی می‌نشینند و درباره وضعیت حقوق بشر در کشوری دیگر بحث می‌کنند! به همین راحتی. حتی نگران شعور مخاطب هم نیستند.

در همان میانمار زنی نماد صلح و آزادی و دموکراسی و حقوق بشر می‌شود، به کل دنیا هم مخابره می‌کنند که او جایزه صلح نوبل را گرفته، اما حالا –پای عمل و آزمایش- نه تنها یک جمله در محکومیت کشتار مسلمانان کشور خودش حرف نمی‌زند که هنوز شک دارد آنها هم‌وطنش هستند یا نه! (اصلا مسلمان و هم وطن نه، تو بیا درباره حقوق انسان حرف بزن بانوی صلح!)

بله. این قصه‌ی دنیای وارونه ماست. حالا حق داریم که به همه شعارها و ادعاهای حقوق بشری این شیاطین بخندیم؟

 

پی نوشت از خودم :::این زنی که از آن نام برده شد به نظرم نسخه دوم شیرین عبادی است .