بیداری اسلامی یا انسانی ؟

دیروز وقتی اخبار شبکه های مختلف سیما تظاهرات مردم  اسپانیا را نشان می داد و می گفت بیداری به جنوب اروپا رسید با خودم گفتم خب حالا اسم این بیداری را چه می خواهیم بگذاریم ؟

به یقین بیداری اسلامی تا زمانی درست بود که اعتراضات محدود به کشورهای اسلامی می شد اما حالا یک کشور اروپایی خواستار اصلاحات سیاسی شده است .

آیا غیر از این است که این خواسته ها از عمق فطرت انسانی بر خواسته است ؟آیا نام بیداری انسانی درست نیست ؟زمانی احمدی نژاد نام بیداری انسانی را بر قیام های منطقه گذاشت اما عده ای که اگر دکتر بگوید ماست سفید است آن را نمی پذیرند به این گفته او اعتراض کردند.

اما همانگونه که رهبر عزیز پیش بینی کردند اعتراضات به قلب اروپا هم خواهد رسید و فطرت های انسانی خواسته های به حق خود را دنبال خواهد کرد .انسان های که ممکن است مسلمان نباشند .

چند نکته...

صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اخیرا در سخنانی گفته: رهبري انقلاب از برخي نامردي‌‌ها آزرده دل است اما شأن رهبري ايجاب مي‌كند كه وحدت اسلامي را بالاتر از دل آزرده خود بدانند.

عضو سابق دولت با اشاره به جريان بني صدر در اوائل انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد: ‌بني صدر هميشه به گونه‌اي رفتار مي‌كرد كه گويي امام خميني (ره) طرف او را گرفته در حالي كه امام راحل در جلسات خصوصي بني صدر را تهديد مي‌كرد. ‌بازي رواني كه بني صدر مي‌كرد، گاهي مواقع باعث ناراحتي برخي بزرگان مثل شهيد بهشتي(ره) مي‌شد و آنها را مجبور مي‌كرد تا به امام نامه بنويسند در حالي كه امام خميني(ره) همگان را مخاطب قرار مي‌داد.

صفار هرندي با بيان اينكه آيت الله خامنه‌اي تنها كسي بود كه هيچ گاه به امام خميني(ره) گلايه نكرد، تأكيد كرد: اطاعت از رهبر وسيله‌اي براي شكست نفاق و چند دستگي است بنابراين در چنين فضايي كسي نمي‌تواند قهر كند و براي خود دكان جديدي راه بيندازد.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه بزرگان كشور مراقب حاشيه‌هاي خود باشند، ادامه داد: بزرگان بدانند اگر كسي روزي از آنان در برابر و تقابل با مركزيت نظام تعريف كند، شيطان مجسم است.

 حالا کسی نیست به این آقا صفار هرندی بگوید رطب خورده کی منع رطب کند .تو که خود می گویی رهبری بخاطر وحدت از دل آزرده خود گذشته است تو که ولایت پذیری پس چون رهبری از دل آزرده ات !!!!بخاطر وحدت بگذر و آنگونه سخن نگو که دیگران در ذهنشان بنی صدر خائن و احمدی نژاد را یکی تصور کنند .

و یا یکی دیگر از مدعیان ولایت پذیری به نام مجتبی ذالنورگفته دوستانه خدمت احمدی نژاد عرض می کنم، که ایشان در عبارات شان هم تجدید نظر کنند؛ این که می آیند و می گویند من ثابت می کنم رابطه من و مقام معظم رهبری، رابطه پدر و فرزندی است، معتقدم این سخن ولو این که این طور هم باشد، اشتباه است؛ باید پرسید این که آقای احمدی نژاد که می گویند رابطه من با مقام معظم رهبری رابطه پدر و فرزندی است، یعنی چه؟

چقدر باید از این حرفها رنج کشید .مگر این آقا سخنان رئیس جمهور را در جلسه هیات دولت نشنید .مگر  آنچه از رابطه پدر ،فرزندی به ذهن می آید رابطه عاطفی نیست اگر احمدی نژاد حرف از رابطه قانونی و فقهی با رهبر می زد که دادشان بلندمی شد که او از عمق جان به ولایت اعتقاد ندارد و همه چیز را در رابطه با رهبری قانونی می بیند چنانچه در جریان نامه احمدی نژاد به رهبری عزیز  در خصوص معاون اولی مشایی این حرف را زدند و گفتند وای گفته براساس اصل فلان مشایی استفا می دهدو..و حالا که ازبار عاطفی رابطه با رهبرمی گوید که چنین حرف می زنند .

همین آقای مجتبی ذالنور در ایام فتنه حرفهای ناشایستی به همسر شهید باکری بخاطر ازدواج مجددش زد .آن زمان عمق تندروی این مرد را درک نکردم اما حالا .....

حرفایی برای این روزها

روزها از پی هم می گذرند و سالها به دنبال آن می آیند و زمانی می رسد که احمدی نژاد دیگر رئیس جمهور ایران نیست .نمی دانم رئیس جمهور که خواهد بود ؟ قالیباف ،لاریجانی ،روحانی،توکلی ،سعید جلیلی و یا...و یا اصلا کسی که این روزها نامش زیاد بر سر زبان ها نیست .هر چه هست احمدی نژاد رئیس جمهور نیست

آن روزها غبار فتنه امروز خوابیده است و چون محمود ایران چون قدرتی در دست ندارد حسادت و کینه توزی ها و...نسبت به او فروکش کرده و آن زمان است که انسان های حق بین و حقیقت جو بدون تعصب درباره دوران ریاست جمهوری او نظر خواهند دادو خواهند گفت آنچه امروز در پس عقده های حقارت و حسادت و جهالت و تنگ نظری و بی بصیرتی و نادانی و ناآگاهی بعضی دوستان پنهان مانده است .

احمدی نژاد معصوم نیست .اما آنچه بخاطر خطاهایشان به او نسبت می دهند ظلمی آشکار است .

با شنیدن سخنان بعضی ها ناخودآگاه به یاد رفائه مختار نامه می افتم .انسان هایی که هر روز به سمتی حرکت می کنند .گاهی افراط می کنند و گاهی تفریط و حتی وقتی به ظن خود می خواهند از انقلاب دفاع کنند در جبهه ضد انقلاب هستند

می خواستم چیزی درباره مختار و احمدی نژاد بگویم اما ترسیدم کسانی که تا چند صباحی پیش احمدی نژاد را با یوسف پیامبر مقایسه می کردند امروز مقایسه او را با مختار برنتابند .

پی نوشت :در ضمن لازم است به کسانی که این روزها می گویند ما از رای به احمدی نژاد پشیمان شدیم وهمان زمان هم نباید به او اطمینان می کردیم و باید به رضایی رای می دادیم و .......یادآوری کنم در ایام  فتنه رهبری عزیز گفتند نظر من به نظر رئیس جمهور نزدیکتر است .نکند ان زمان هم رهبر درست احمدی نژاد رانشناخت و اشتباه کرد؟؟؟؟

درباره ظهور نزدیک است

كمي تشويش اذهان عمومي...
 
یادداشتی از وحید یامین پور




امروز قاصد پيامكي فرستاد كه "كارگردان ظهور بسيار نزديك است بازداشت شد". دلم ريخت و پريشان شدم. فيلم را ديده ام. آماتور است و پر است از ايراد. معلوم است كه هيچ نهاد يا سازمان رسمي يا اراده ي ويژه ي سياسي پشت پرده ندارد. علاوه بر اينكه برخي دست اندر كارانش را مي شناسم. جوان هايي هستند كه در محيط طلبگي از سر احساس تكليف و با نيت خير دست به كار شده اند و احتمالا در خواب هم نمي ديدند كه ظرف چند هفته نيروهاي غيبي(!) ميليونها نسخه از كار را تكثير و توزيع كنند و بشوند مساله اول كشور!

كار به صحت و سقم ادعاهايش ندارم كه كار علماست هرچند همين حرف ها بارها و بارها در يادداشت ها و منبرها و سي دي ها و كتاب هاي مختلف به انحاء ديگر گفته شده بود و اين عكس العمل شديد و سخت را برنيانگيخته بود. با اين وجود من هم معتقدم در دوراني كه همه چيز كالا مي شود نبايد مقدس ترين معتقدات ديني برود توي سي دي و بيافتد دست هركسي و نقل محافل شود تا درباره اش مثل نقل و نبات اظهار نظر كنند. اين حرفها درست و غلطش حرفهايي نخبگاني است نه آجيل خورده ريزه ي سر فرشي.

اما بازداشت عواملش واقعا اتفاق تلخي است براي من. به اين فكر ميكنم كه بازهم چند جوان متدين بدون پشتوانه سياسي افتادند وسط ميدان و خواستند كاري بكنند... كه نفله شدند. مثل همان جوانكهايي كه در شيراز بخاطر اعتراض به زمين خواري بازداشت شدند، مثل طلبه سيرجاني، مثل چندين جوان حزب الهي ديگري كه چند روز پيش جلوي كنسولگري عربستان در مشهد بازداشت شدند، مثل جواني كه چندي پيش در جلسه سخنراني يكي از مسوولين مملكتي در قم بازداشت شد، مثل احضار حسين قدياني و كاوه اشتهاردي و مسسول بسيج اميركبير، مثل خيلي هاي ديگه كه فقط بخاطر دغدغه هاي انقلابي آمدند وسط و اولش به به و چه چه شنيدند و دست آخر شدند "جوان خام و افراطي" و ممنوع التصوير شدند يا احضار شدند به دادگاه يا از دانشگاهشان اخراج شدند و ...

واقعا اگر قرار است كساني را كه به اعتقادات مردم لطمه ميزنند و احساسات عمومي را جريحه دار مي كنند و رفتارهاي فرهنگي توهين آميز داشته اند بازداشت كنيم الان نمي بايست تهمينه ميلاني را بخاطر حرفهاي چند شب پيشش در برنامه هفت و معلم را براي تقدير از آنجليناجولي و بهروز افخمي را بخاطر خراب كردن تنها اثر سينمايي راجع به امام(ره) و علي عطشاني را بخاطر "دموكراسي تو روز روشن" و اصغر فرهادي را بخاطر درباره الي و جدايي نادر از سيمين و حرفهاي موهن اخيرش در فرانسه و مسوول پخش چندين فيلم امريكايي مخرب در ايام نوروز از تلويزيون جمهوري اسلامي و بهراميان را براي سريال مخرب ساعت شني و... را بازداشت مي كردند؟!

 و البته اين ليست براي صدها نفر جا دارد از سينماگرهاي غربزده كه ميلياردها تومان سرمايه فرهنگي را ريختند پاي جشنواره هاي صهيونيستي تا آقازاده هايي كه صبح توي ديزين اسكي روي برف دارند و عصر در كيش اسكي روي آب تا بازيكن هاي ميليوني فوتبال كه دم به دقيقه در پارتي هاي شبانه رويت مي شوند تا هنرپيشه هايي كه سي دي هايشان نقل و نبات مجالس خاله زنكي است تا برخي مديران رسانه ملي و مديرمسوولان نشريات زرد وخيلي هاي ديگر كه بجايشان ... ميگذارم.

كاري به قوه محترم قضائيه ندارم كه بخاطر رشته ام مي دانم با چه مصيبت هايي در مسير اجراي عدالت و حكم خدا مواجه است. با هم سلك هايم در رسانه ها كار دارم كه آنجا كه بايد حرف بزنند سكوت مي كنند و باج مي دهند و جاي ديگر مي شوند مدافع حريم دين و انقلاب ... . ما به اندازه اي كه مسوول گفتن برخي حرفها هستيم، به همان اندازه براي نگفتن برخي حرفها هم مسووليم.

مراجع عظام تقليد پشتوانه هاي اين انقلاب اند. همين طلبه جواني كه اين مستند را ساخته از شيوه گزارش هايي كه علما داده اند به شدت گلايه كرده است. نمي دانم چه نيتي بوده است كه موجي از تكذيبيه و انكار راه ميافتد و دودي درست مي شود تا به چشمي فرو برود. چرا وقتي وزارت فرهنگ خاتمي فرش از زير پاي سينماي ايران كشيد و كتاب هاي كوئيلو و اوشو رو به اسم كتاب ديني ريخت توي بازار كسي نرفت تا از علما دست خط بگيرد يا به آن بزرگواران گزارش بدهد. چرا وقتي تمام سازوكار حاكميتي دولت اصلاحات در خدمت نهادينه كردن حاكميت دوگانه و به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي و رفتار پلوراليستيك با دين و انقلاب و هضم شدن در نظم نوين جهاني و عقب نشيني از اهداف راهبردي انقلاب اسلامي و ... بود آقايان نمي رفتند تا به علما واقعيات را گزارش بدهند و مردم را روشن كنند.

مي ترسم بيش از اين حرف بزنم و متهم به تشويش اذهان عمومي بشوم. علاقه مند به بازداشت كسي نيستم؛ ولي حواسمان باشد كه چه كساني لابلاي انبوه داد و قال ها و نگراني ها و بگو مگوها نفله مي شوند. جوان هاي حزب الهي مظلومند، كار به آنجا نرسد كه عطاي امر به معروف و نهي از منكر را به لقايش ببخشند و براي تبليغ دين و انقلاب لاقيد شوند و بروند دنبال كار اقتصادي... مثل خيلي از قديمي ترها!

***** چون نظرش رو کاملا قبول داشتم  یادداشت دکتر یامین پور رو توی وبم آوردم