نقدی به دلهای ناامید
همه ما در ناامید کردن خودمان مقصریم
با همکاران رسانه ای ام از روزنامه های مختلف در جلسه ای نشسته بودیم و درباره و ضعیت روزنامه های استان صحبت می کردیم .یکی از همکاران خطاب به جمع گفت به نظرم روزنامه ....از جهت سوژه و طراحی و..از بقیه روزنامه های استان بهتر است .من در جوابش گفتم :البته به نظرم من این روزنامه به همه چیز با دید منفی نگاه می کنه اگه آدم یه هفته روزنامه ...رو بخونه از زندگی نا امید می شه . همکارم گفت :مگه چیز امیدوار کننده ای هم هست .
و همکار دیگرم گفت :خانم درست می گه مگه چیز امیدوار کننده ای هم در کشور وجود داره .
کمی جا خوردم و با خود گفتم آیا واقعا چیز امیدوار کننده ای نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر به فضای جامعه نگاهی بیندازیم شاید احساس شود همه چیز در خمودگی و سردی روزگار سپری می کند. .خیلی از اهالی سیاست دلتنگ رقابت های داغی هستند که سال 88 وجود داشت و احساس می کنند انتخابات امسال بدلیل خاموشی تنور داغ رقابت در نهایت سردی برگزار می شود .
علی الظاهر روزگار افتخار آفرینان و حامیان تیر 84 هم خیلی خوب نیست .خیلی هایشان دیگر به دلشان نمی آید که از ته دل بخوانند احمدی دلاور پیرو خط رهبر ......
اصلاح طلبان را که نگو .....حیران و سرگردانند .گیج اند .خیلی هایشان نمی دانند با آنچه در فتنه 88 گذشت باید چه رابطه ای برقرار کنند .
اگر روزنامه ها را بخوانی می فهمی اوضاع طلا و سکه و مسکن مهر و یارانه و ...هم خوب نیست روزنامه ای با تیتر درشت نوشته بود که آمار نشان می دهد که در چند سال اخیر فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر شده اند ...
در چنین شرایطی باز هم جای امید هست؟
امید همان چیزیست که خدا به مورچه ای که در آب افتاده و در حال جان دادن است هم اجازه نداده از دست بدهد ..همیشه معتقد بوده ام در کشور ما بیشتر از نا امنی احساس نا امنی است ،بیشتر از فقر و نداری احساس فقر و نداری است ،بیشتر از رخت بر بستن ایمان و اخلاق احساس نبود آن وجود دارد .
اما براستی چه کسانی این احساس یاس و نامیدی را در مردم بوجود آورده اند؟؟؟؟من می گویم همه ما در بوجود آوردن این احساس مقصریم ..از آن مسئولی که قول می دهد و عمل نمی کند تا آن مادر خانه داری که از همه چیز دنیا فقط گرانتر شدن اجناس را در خانه یادآوری می کند مقصرند
،آن خبرنگاری که موقع تهیه خبر و گزارش عینک دودی می زند،آن استاد دانشگاهی که در کلاس درس جز فحش های در لفافه به مسئولان کشور هیچ بلد نیست ،آن حزب الهی دو آتشه و بدون تعقلی که با اندک انتقادی افراد را ضد انقلاب و ....خطاب می کند در بوجود آوردن این احساس مقرصند و گنهکار.... ..
چه کسی به افراد اجازه داده است که روزنه های امید را از مردم بگیرند ....حتی مشکلات حقیقی هم نباید لبخند حاصل از امید را کمرنگ کند بلکه باید پای تلاش را مستحکمتر نماید.
نامیدی نوعی شرک است چون در ضمیرت ندایست که می گوید هیچ کس حتی خدایی که به تو امید دهد نیست .
شما را نمی دانم اما من وقتی رهبر و مقتدایم با امیدواری هر چه تمام تر و در برابر چشمهای حیرت زده دشمنان می گوید ما در شرایط بدر و خیبریم نه شعب ابی طالب ..هرگز نمی توانم دلم را خانه غمی کنم که رسانه ها و سیاسیون و ....برایم ساخته اند .
پی نوشت :حتی اگر از آن دسته افرادی هستید که هیچ چیز مثبت در این مرز جغرافیایی که ایران نام دارد نمی بینید ،باز هم اجازه ندارید امیدتان را از دست بدهید.یعنی خدا به شما این اجازه را نمی دهد. چرا که جز دستهایی من و شما هیچکس نمی تواند خشتهایی را که کج بنا شده است را صاف کندکه لازمه آن امید به فرداست.
بهمن زاده هستم و متولد ماه زیبای بهمن نیز هم ......عاشق ایرانم ....عقلم اسلام ...دلم ایران است ...از هر کس و هر چیزی که بخواهد بین اسلام و ایران فاصله بیندازد متنفرم ......