ای کاش
ای کاش که با خدای خود چت بکینم
در سایت نماز شب عبادت بکنیم
ای کاش فلاپی دلها را
با عشق علی و آلش فرمت بکنیم
پی نوشت :نماز اول وقت در محل کار

ای کاش که با خدای خود چت بکینم
در سایت نماز شب عبادت بکنیم
ای کاش فلاپی دلها را
با عشق علی و آلش فرمت بکنیم
پی نوشت :نماز اول وقت در محل کار

کوهنورد و خدا
***برگرفته از یک داستان آمریکایی
نیمه شب بود و کوهستان یخ زده و هوا به شدت سرد .با وجود این کوهنورد علی رغم مخالفت دوستان این ساعات را برای صعود انتخاب کرده بود .اما حالا....
اما حالا کوهنورد میان زمین و آسمان معلق بود .یک سر طناب دور کمر کوهنورد گره خورده و سر دیگر طناب دور میخی و آن میخ در دل کوه فرو رفته بود.کوهنورد با مرگ دسته و پنجه نرم می کرد.
کوهنورد یاد خدا افتاد و خدا را صدا زد .صدای کوهنورد که داد می زد خدایا نجاتم بده تمام کوهستان را پر کرد .خدا صدای کوهنورد را شنید و پاسخش داد و گفت :چه می خواهی ؟
کوهنورد گفت :خدایا در این نیمه شب سرد و یخی میان زمین و آسمان معلقم اگر یک ساعت همین طوری بمانم یخ می زنم و می میرم .نجاتم بده .خدا جواب داد :کمکت می کنم به شرط آنکه هرچه بگویم قبول کنی و به من اعتماد داشته باشی. کوهنورد با ذوق گفت :هرچه بگویید قبول می کنم .خدا گفت:همین حالا قیچی داخل جیبت را دربیاور و طناب را قیچی کن .
کوهنورد متعجب در برابر خدا جواب داد:اگر طناب را قیچی کنم سقوط می کنم.نه ...نه من این کار را نمی کنم. .خدایا این چه حرفیست .خدا گفت :گفتم که باید به من اعتماد داشته باشی و گرنه برایت متاسفم .
خدا رفت و کوهنورد در هوای سرد کوهستان یخ زد و مرد .روز بعد روزنامه های آمریکا نوشتند کوهنورد مشهور به فاصله نیم متر از سطح زمین مرد .
پی نوشت :

چند دقیقه تامل درباره مرگ
نمی دانم با شنیدن نام مرگ چه احساسی به شما دست می دهد و اصلا چه عقیده ای درباره آن دارید و چگونه با این مقوله مواجه می شوید .اما من می خواهم از بعد دیگری درباره آن صحبت کنم .
خیلی از ما از مرگ می ترسیم ،از آن فرار می کنیم و هنگام شادی هر کس سخنی از آن بگوید به او خواهیم گفت الان وقت این حرفها نیست .اما اگر خوب بیندیشیم درخواهیم یافت اگر از دیدگاه اسلامی به مرگ بیندیشیم مرگ تلخ وزهر نیست .
چه جایی بهتر از سرای باقی که اگر می خواهند درباره ما قضاوت کنند و کارهای نیکمان راپاداش وکارهای زشتمان جزا دهند بر اساس عدالت قضاوت می کنند وقاضی آن محکمه عادل و دادگر است نه مانند این دنیا که ممکن است انسان بی گناهی به هزار و یک دلیل مورد لعن و نفرین مردمان قرار گیرد .
چه جایی بهتر از آن دنیا که خوبی هایش ابدی است و تو هیچ نگران نیستی که این خانه بهشتی و حوریان و ...را ممکن است روزی از دست دهی .
چه جایی بهتر از آن دنیا که دیگر نگران مسئولیت هایی که به تو واگذار شده است نیستی چون اصلا مسئولیتی نداری .راحت راحتی .از هفت دولت آزاد .
وقتی در روایات اسلامی آمده است این دنیا در برابر جهان آخرت مانند رحم مادر در برابر این دنیاست .آیا مرگ جز وارد شدن در جهانی بزرگ و آزاد شدن از قفس دنیاست ؟آیا هیچ انسانی دوست دارد تا ابد در رحم مادر باشد .
مولوی در توصیف حال آدمی می گوید از نیستان تا مرا ببریده اند در نفیرم مرد و زن نالیده اند و آیا مرگ جز وصل شدن نی به نیستان است و آیا نی یا همان روح انسان جز با وصل شدن با عالم ملکوت یا همان نیستان به آرامش می رسد .
حتی جهنمش هم خیر است .یادم می اید در فیلم مسافر ری عبدالعظیم حسنی به آن زرتشتی می گفت دیدگاه اسلام و زرتشت درباره آتش مشترک است هردو آن را پاک کننده می دانیم .روح آدمی در آتش جهنم از گناهان و پلیدی ها پاک می شود و آنگاه که پاک پاک شدیم وارد بهشت می شویم . ...مثل مسافری خسته و خاکی که به محض رسیدن به خانه اصلی اول دوشی می گیرد و خاک از تن می شوید و پاک می شود و بعد خوابی و استراحتی و ...
این حرف ها شاید اول کمی ثقیل و یا شعاری به نظر برسند اما واقعیتند .اگر اندکی به آن فکر کنیم حتی دنیا را با شادی بیشتری سپری خواهیم کرد .راستی دیدگاه شما درباره مرگ چیست .
پی نوشت :
فردا 12 فروردین سالروز تولد سردار سپاه اسلام شهید محمد ابراهیم همته به همین خاطر چند جمله ای از وصیت نامه این شهید عزیز را می آورم .
پدر و مادر ؛ من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر که آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش کنم علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم
هوای عاشقی
هر چه از عمرم می گذرد بیشتر عاشقش می شوم . هر چه روزها و ماهها و سالها می گذرد بیشتر دلم هوایش را می کند و بیشتر دوست می دارم اسم او را بر زبان جاری کنم ،چون گذر ایام به من می فهماندبه درستی که زندگی بدون او هیچ معنا و مفهومی ندارد .
الهی اجعل لسانی بذکرک لهجا و قلبی بحبک متیما (دعای کمیل)
خدایا زبانم را به ذکرت گویاکن و قلبم را از عشقت بیقرار ساز