و پایان .......



رئیس جمهور در نمازجمعه تهران


  خسته نباشی

آسیب شناسی فعالیت در مرکز توسعه وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی


خوندن آخرین مطلب وبلاگ اندرحکایات شیخ سید سعید +باز داغ دل من رو تازه کرد و به نوعی حرفهای همیشگی من دوباره در این وبلاگ گفته شد...

خیلی وقت بود که دلم می خواست یه آسیب شناسی از فعالیت کسانی که دغدغه دین دارند،در فضای مجازی داشته باشم...آسیب شناسی که شامل فعالیت اعضای مرکز توسعه وبلاگ نویسی هم می شه..

دوستان دقت کنید...

می گوییم حجاب رو قبول دارم، حجاب مصونیته **و می شنویم بله وحجاب باعث استحکام خانواده می شه و.......         

امر به معروف باید در جامعه نهادینه بشه **بله و متاسفانه الان نهادینه نشده و....

شهدای ما شمع محفل بشریت هستند**بله درسته و در قهقهه مستانه شان عند ربهم یرزقونند

تابعیت از ولایت رمز پیشرفت ماست**دقیقا و اگر می خواهیم آسیب نبینیم باید پشتیبان ولی باشیم

و الی ماشاءالله

اگر دقت کنیم معمول فعالیت ما (وبلاگ نویسی مااعضای مرکز توسعه وبلاگ نویسی دینی)درفضای مجازی و ارتباطمان با همدیگه شده بیان ارزش ها و تایید اون از جانب کسی که به وبلاگ ما سر می زنه چون او هم به نوعی معتقد به این ارزش هاست...

اما عزیزان به نظرم اینگونه هیچ رشد و پیشرفتی به لحاظ فکری در ما بوجود نخواهد آمد...قفل های ذهنی باز نخواهد شد....و در جنگ نرم نخواهیم توانست حمله ای به دشمن داشته باشیم..

حتی جلساتی هم که یک نفر بیاد سخنرانی کنه و ما گوش بدیم هم کافی نیست..اینگونه تبدیل می شیم به طوطی هایی که همه چیز رو طوطی وار حفظ می کنیم و طوطی وار در فضای مجازی تحویل دیگران می دهیم...

عصر عصر تضارب آراست....عصر دانش و اندیشه.....اگر فضایی رو برای تضارب آرا و اندیشه ها فراهم کنیم..اگر برنگردیم به قرن های اول تمدن اسلامی!! که مسلمانان حتی با غیرباوران به خدا بحث می کردند در ترویج هر آنچه به آن معتقدیم موفق نخواهیم شد...

اگر کسانی که به ارزش های ما معتقد نیستند، نتوانند در فضایی علمی حرفهایشان را بزنند و نقدهای ما را بشنوند و یا اصلا همچنین فضایی فراهم نشودچگونه و به چه شیوه ای خواهند گفت حرفهای ما را قبول ندارند؟؟؟!!!تا ما هم به شبهاتشان پاسخ دهیم.

دوستان اندکی به این موضوع فکر کنید که چرا رهبرمان بارها و بارها بحث کرسی های آزاد اندیشی را پیش کشیدند...من برای این کرسی ها خیلی انرژی دارم...اما اگر ببینم جلسه ای که قرار است به صورت کرسی آزاد اندیشی برگزار شود نهایت به جلسه ای با یک سخنرانی تبدیل می شود، همه انگیزه و انرژی ام از بین می رود...


چرا نتیجه امر به معروف خشونت می شود؟؟

  دوستان عزیز

لطفا این مطلب + واین مطلب +این مطلب رو بخونید و بعد درباره این سوالات نظر بدید

چرا نتیجه امر به معروف این وحشی گری ها می شود؟؟  آن هم از جانب یک زن...چرا یک زن که باید منبع عاطفه و محبت و صبر و بیزار از خشونت باشد در برابر یک امر به معروف و یک جمله این چنین آستانه تحملش پایین می آید و به چنین حرکاتی دست می زند...

چرا این رفتارهای غیر انسانی در برابر امر به معروف و نهی از منکر معمولا در حیطه عفاف و حجاب رخ می دهد؟؟

خود ما چطور؟؟؟آیا زمینه پذیرش امر به معروف را داریم؟؟اگر جای هر کدام از این دو زن بودیم چه می کردیم؟؟

**پیشاپیش میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام رو به شما تبریک می گم و دعا میکنیم انشاءا.. به حرمت امام دومین همه حاجاتتون برآورده به خیر بشه...


به احترام یک زن

می نویسم به احترام یک زن

به احترام یک زن تاجر و ثروتمند

اما زن ثروتمندی که همه داشته هایش در راهی مصرف شد که نتیجه اش جاری شدن اشهد ان لا اله الّا الله بر زبان من و توست.

به احترام  زنی که عشق جاودانه پیامبر خوبی ها بود، همان زنی که محمد مصطفی صل الله علیه و آله بارها وبارها به یادش اشک ریخت و گفت کجاست او که آن زمان که هیچکس باورم نداشت او باورم کرد..کسی که سال فوتش برای حبیب خدا سال عام الحزن بود..

می نویسم به یاد و احترام اولین زن مسلمان و اولین زن نماز گزار در اسلام...می نویسم نه به یاد مادر فاطمه سلام الله علیها، بلکه به یاد مادر همه موحدان

جمعه 10 ماه رمضان سالروز وفات حضرت خدیجه رو پیشاپیش بهتون تسلیت می گم..انشاءا...در این روز بتونیم ادای دینی به این مادر بزرگوار داشته باشیم..

اگه با عذاب وجدان نماز می خوانید حتما این مطلب را بخوانید

  همیشه هنگام عبادت کردن به خصوص نماز خواندن احساس عذاب وجدان  داشتم. چون شنیده بودم نماز عشق بازی با خداست و بزرگان هنگام نماز اشک بر چشمانشان جاری می شد و نماز حس شیرین بندگی است و...اما وقتی به خود نگاه می کردم هیچکدام از این حس ها را هنگام نماز خواندن نداشتم.

 وقت نماز به صرف ادب در برابر خدا و انجام وظیفه نماز می خواندم بدون اینکه خبری از معراج مومن و اشک و حال و...باشد و همین باعث عذاب وجدان من می شد وبا خودم می گفتم حتما یک جای کارم اشکال دارد.

 گاهی برای اینکه حس خوبی هنگان نماز خواندن پیدا کنم، برای خودم سجاده ای پهن می کردم از چفیه و عطر و گل محمدی خشک شده و....اما باز آن حال خوب پیش نمی آمد..

 تا اینکه یک کلیپ سخنرانی 6 دقیقه ای از آقای پناهیان به دستم رسید و گوش دادم و واقعا از غذاب وجدان رهایی یافتم...

 شما هم دانلود کنید و گوش دهید حتما لذت خواهید برد...6 دقیقه بیشتر نیست

                                                     دانلود

 

حتی وجودش خالی از دردسر نیست

بانک ملی از میان قبول شدگان در دانشگاه تهران، همه ساله ۲۰۰ نفر را به عنوان سهمیه انتخاب می کرد و در مرحله بعد از میان آنها ۷ نفر را از طریق آزمون اختصاصی انتخاب و برای طی دوره بانکداری به کشور انگلستان اعزام می کرد.

جواد به عنوان نفر سوم سهمیه انتخابی جهت اعزام به انگلستان انتخاب شد. اما آخرین مرحله مصاحبه بود که.....

مصاحبه کننده از او پرسید: اگر در خیابان‌ها و یا پارک‌های لندن با یک دختر خانم عریان رو به رو شوی و یا در یکی از محافل تهران با یک دختر خانم نیمه عریان رو به رو شوی چه عکس‌العملی از خود نشان می‌دهی؟

جواد پاسخ داده بود: در صورتی که با چنین وضعی رو به روشوم، چون قادر نیستم مانع رواج منکرات شوم ابتدا سعی می‌کنم خودم را از مسیر دور کنم و به او نگاه نکنم‌ و بعد از خداوند درخواست می‌کنم مرا یاری دهد که بر نفس اماره‌ام مسلط شوم و طلب توفیق می‌کنم که حتی در عالم تصور و رویا هم به او نیندیشم.

به این ترتیب جواد در برابر نگاه تمسخر‌آمیز داوران، در گزینش بانک ملی مردود شناخته شد. زیر ورقه آزمون او این عبارت به چشم می‌خورد:"نامبرده به علت تعصبات مذهبی صلاحیت اعزام به خارج از کشور را ندارد حتی وجودش در میان سهمیه بانک نیز خالی از دردسر نیست."

شادی روح شهید محمد جواد تند گویان صلوات

منبع::فضای مجازی

کسی روزه هم می گیره؟؟؟!!!!

***این مطلب رو سال گذشته همین موقع ها در وبم نوشتم، با توجه به ضرورت و نزدیکی ایام ماه مبارک دوباره درج کردم...

تصور کنید برای استاد دانشگاهی  خیلی احترام قائل هستید و دوست دارید عده زیادی از محضر آن استاد استفاده کنند .شما در حضور دیگران چگونه درباره آن استاد صحبت می کنید ؟درباره تاثیر کلاس های او و....آیا در چنین شرایطی  می گوئید  :ازکلاس های استاد که استقبالی نمی شه !!!!!حالا که  دیگه  کی به درس استاد فلانی گوش می ده و....!!!!!!!

کالای کارخانه ای به نظرتان خیلی مرغوب است .خودتان معمولا سعی می کنید از کالای این کارخانه استفاده کنید و طبیعتا دوست دارید دیگران هم از آن استفاده  کنند.در مورد این کالا و کارخانه چگونه صحبت می کنید ؟آیا می گویید :کسی دیگه پولش رو برای خرید این کالا نمی ده !!!! یا مثلا می گین کالای خارخونه رقیب خوب تونسته بقیه رو جذب کنه ها!!!!

نه هیچ  آدم عاقلی اینطوری درباره چیزهایی که دوست دارد برایشان تبلیغ کند سخن نمی گوید اما.......اما متاسفانه  برخی از آدم های مذهبی و حتی مبلغ ،آدم هایی که دین رو دوست دارند و تمایل دارند بقیه رو جذب دین کنن در بسیاری از موارد عکس عمل می کنند

آیا این سخنان برایتان آشنا نیست :اوه ...ماه رمضون که خیلی ها روزه نمی گیرن !!!!حجاب که تعطیله !از بین 10 دختر یکی محجبه نیست !!!امام رو که برای رسیدن به حاجت هامون می خوایم و گرنه اگه  بحث حاجت نباشه کی می ره زیارت !!!!مسجدها که خلوته !!!

اگه خداوند من رو وکیل خودش می کرد !حتما از این آدم ها بخاطر توهین به خدا !به خاطر اینکه می کن کالای دین خدا خریدار نداره شکایت می کردم .....فرض کنید کسی بیاد تو صدا و سیما بگه  فلان محصول کارخونه که خریدار و مشتری نداره !!!به نظر شما تولید کننده اون کالا چه برخوردی می کنه ؟

نمی دونم چرا عده ای اینطوری به موضوعات نگاه می کنن .چرا فقط دخترای مو پریشون رو می بینن !چرا دخترهای محجبه ای که تو این گرمای داغ داغ فقط به عشق خدا حجاب داره رو نمی بینن. اگه می خواین مردم جذب دین بشن بهتر نیست از عاشقای خدا بگیم .آیا این شیوه تبیلغ بهتر نیست ؟؟؟

چرا فقط فقط روزه خوارها رو می بینن .چرا اون بیماری که به عشق عمل به دستورات  دینی  دلش می خواد  با هزار زحمت هم که شد روزه بگیره رو نمی بینید؟؟؟

من سخن  بعضی ها که می گن اگه قرار باشه امام واسطه بین ما و خدا برای رسیدن به حاجت هامون نباشه کسی  سراغی از ائمه هم نمی گیره !!!!!! رو اصلا و اصلا قبول ندارم .دلیلش هم جاحت هایی است که عرضه می کنیم و برآورده نمی شوند اما ذره ای از ارادت ما به ساحت  خاندان رسالت  کم نمی شه .بازهم دلمون برای مشهد و کربلا و نجف پر می زنه .عشق به ائمه با گوشت و خون ما عجین شده  .ما زنده به محبت آنهائیم .

  باز هم به قول سهراب

                           چشم ها را باید شست         جور دیگر باید دید


الگو

یه سوال

دوستان الگوتون کیه؟؟        

و چرا این شخص رو الگوتون قرار دادین؟؟

اصلا الگو یعنی چی؟؟

به نظر شما می شه از غیر مسلمانان هم درس گرفت؟؟

 

****در مورد خود من....من شخص خاصی رو الگو خودم قرار ندادم و مجموع بزرگان سرمشق من هستن...

یه غیر مسلمان به هیچ وجه نمی  تونه الگوی زندگی باشه..چون مهمترین چیز در بحث الگو اینه که هدف من همون هدف الگو باشه و رفتارها در مرحله بعدی هستن...اما  این منافاتی با چیز یادگرفتن از غیر مسلمان نداره...حضرت علی (علیه السلام) می فرماید::علم را بیاموزید حتی اگر در سینه منافق باشد و پیامبر ما هم در حدیثی مشابه فرمود::علم را بیاموزید حتی اگر در سینه کافر باشد...

***یکی از آرزوهام اینه که یه کارگردان کاربلد کتاب دا و پایی که جا ماند رو تبدیل به یه فیلم کنه...

 زندگی مادر ژاپنی این شهید دفاع مقدس هم سوژه خوبی برای فیلم سازی است...نمی دونم چرا فیلم سازان ما دست دست می کنند.الگو سازی صحیح برای جوانان با فیلم های اینچنینی محقق می شود


پاسخ به یک سوال + نظر رهبر انقلاب درباره سریال سال های دور از خانه( اوشین)

در پست قبلی یه سوال مطرح کردم مبنی بر اینکه وقتی موی سر تحریک کننده نیست، چرا باید اون رو پوشوند؟؟؟

علاوه بر فضای مجازی در عالم واقعی هم این سوال رو مطرح کردم که خیلی ها این سوال رو قبول داشتن و خیلی ها هم بر من خرده گرفتن که این سوال چیه و ..........

اما جواب من

اول نقد نظر دوستان::

 دوستان به نظر من هم موی سر اصلا تحریک کننده نیست و پوشیدن موی سر فلسفه دیگه ای داره.

 

 دوستان ما می خوایم اسلام رو جهانی کنیم، پس باید دلایل ما هم در مورد احکام مبتنی بر واقعیت و منطق باشه...فرض کن به یک مرد غیر مسلمان که در کشور غیر مسلمان زندگی می کنه بگیم،خانم ها اگه همه بدنشون پوشیده باشه و فقط موی سرشون دیده بشه باز هم موجب تحریک عریزه می شه وفساد اخلاق وتجاوز و...رو به دنبال داره...به نظر شما از ما خواهد پذیرفت؟؟؟

 

 دوستان عزیز                                  

 

به قول استاد پناهیان جوان سنت گریزه و خیلی از بی حجابی ها هم بخاطر همین سنت گریزی رخ می ده...و به همین دلیل اگه می خوایم جوان ارزش ها رو بپذیره باید در قالب نو و جدید اون رو ارائه بدیم تا اون رو بپذیره و با حس سنت گریزی اونا تقابلی نداشته باشه....ایشون می گفت اگه ارزش ها با دلایل تکراری و قدیمی ارائه بشه به صورت طبیعی جوان اون رو پس می زنه...

اما پاسخ من

 

عزیزان

 

مخالفان حجاب می کن انسان رو از هر چی منع کنی نسبت به اون حریص تر می شه...و حجاب نباید باشه تا انسان در این زمینه ها حریص نشه...

 

و ما هم بدون تفکر و...همیشه این حرف رو می کوبیدیم که نه اینگونه نیست و...

 

در حالیکه همینگونه هست و اما نکته اینجاست که این چیز بدی نیست...ویل دورانت نویسنده معروف می گه زن ها به صورت تجربی دریافته اند که پوشیده بودن و در دسترس نبودن اون ها رو تبدیل به موجودی گرانبها و دست نیافتنی می کنه...

 

دوستان

 

زن و البته مرد نباید با ظاهری زننده و غیر اخلاقی( ظاهری که در همه دنیا زننده محسوب می شه نه فقط در کشورهای اسلامی) در جامعه حضور پیدا کنه تا اخلاق گسترش پیدا کنه و آمار تجاوز و نا امنی کاهش پیدا کنه و شاهد فرزندان نامشروع در جامعه نباشیم و .....

 

اما دین به ما می گه زن باید بیش از این خودشون رو بپوشونه چون این حرص که در بالا گفتم در جامعه وجود داشته باشه...

 

تصور کنید که در جامعه ای شاهد بی اخلاقی جنسی نباشیم، اما از آن طرف زنان و مردها برای هم آنچنان خواستنی نباشن..یعنی در واقع از آن طرف بوم بیفتیم...چه پیش خواهد آمد؟؟؟ اتفاقی که در بخشی از جامعه ما در حال وقوع است..

 

 زنان در جامعه ما برهنه نیستن(به همین دلیل آمار تجاوز و ارتباط نامشروع و...در کشور ما خوشبختانه نسبت به خیلی از کشورها پایین تره) اما آرایش می کنن، موی سرشون دیده می شه و رقابت بر سر جذاب بودن در بین دخترها هست...و این یعنی یک مرد برای دیدن یک عروس لازم نیست  سختی های ازدواج رو متحمل بشه!!!( و نتیجه این یعنی به یه  کسی که بالای 35 ساله می گن ازدواج کن می گه حالا وقت هست)

 

 و از طرفی همین بی حجابی ها باعث می شه انتظار افراد هم از ظاهر همسر آینده روز به روز بیشتر بشه...( و نتیجه این یعنی هر موردی رو که برای ازدواج به افراد معرفی می کنن می گه به دلم نمی شینه و این یعنی باز همان بالا رفتن سن ازدواج....این انتظار از ظاهر همسر حتی به بعد از ازدواج هم سرایت می کنه و گاه سبب اختلاف می شه و زن بنده خدا هر کار بکنه باز همسرش از ظاهر او ایراد می گیره که چرا چاقی  و چرا لاغری و...و زن نمی دونه سطح انتظار همسرش بی حساب با این بی حجابی ها بالا رفته)

 

این جواب من نمی دونم نظر شما چیه؟؟؟

 

 *******راستی در سایت رهبر عزیز انقلاب مطلبی درباره سالهای دور از خانه (اوشین) دیدیم که برام جذاب بود...

 

ایشون در مهر سال 70 در دیدار اعضای مجمع نویسندگان مسلمان فرمودن::

 

ژاپنی ها برمى‌دارند از زندگى معمولى و شخصى يك نفر، يك موضوع براى فيلم درست مى‌كنند، كه مطابق با واقع است. اصلاً علت جاذبه‌ى فيلمهاى ژاپنى هم اين است. البته هنرپيشه‌هاى خوبى دارند، اما علت جاذبه اين است كه درست مطابق با واقع است.اين سريال «سالهاى دور از خانه»يى كه نشان مى‌دادند، كه همه را جذب كرد، حتّى امام را - حاج احمد آقا مى‌گفت كه امام مرتب اين سريال را نگاه مى‌كردند - علتش چيست؟چون زندگى‌يى كه آن شخص در فيلم دارد، و آن كارى كه او دارد مى‌كند، درست مطابق با واقع است؛ يعنى همانى است كه واقعيت دارد. اصلاً هنرمند اين است؛ بايد واقعيت را عكسبرگردان كند و به آدم نشان بدهد؛ حتّى آن مقدارى كه آدم نمى‌بيند، برجسته كند، واقعيت را با همه‌ى ريزه‌كاريهايش جلا بدهد و جلوى چشم آدم بگذارد.

 

منبع :: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2504

 

**درباره علت پیشرفت ژاپنی ها و اینکه چگونه تونستن بعد از جنگ جهانی دوم ژاپن خراب شده رو تبدیل به قطب سوم اقتصادی دنیا و دومین قطب صنعتی دنیا بکنن دارم مطالعه می کنم و حتما در این باره مطلبی در وبم خواهم نوشت.

موی سر و یه سوال

 هرچند به دلایل مختلف و متعدد قصد داشتم به این زودی ها در وبم درباره حجاب ننویسم، چون در شرایط فعلی صحبت کردن درباره حجاب مثل حرف زدن در بازار مسگرها شده...اما شرایط به گونه ای پیش رفت که تصمیم گرفتم یه سوال در این باره مطرح کنم...

این روزها بعضی ها می گن::

(هم از زن شنیدم و هم از مرد) وقتی موی سر اصلا تحریک کننده نیست.....پس چرا  در دین اومده باید اون رو پوشوند....

می گن همه ضررهایی که برای  بی حجاب گفته می شه( مثل امنیت نداشتن زن، از بین رفتن کانون خانواده و..) با برهنگی جسم در جامعه رواج پیدا می کنه، نه با برهنگی سر و دیده شدن مو که هیچ تحریک کنندگی نداره...

روشن تر بخوام بگم معتقدند آن میزان برهنگی بی اخلاقی و ..رو در جامعه رواج می ده که به طور مثال تلویزیون ما اصلا امکان نداره فیلمی که اینقدر از برهنگی در اون باشه رو نشون بده، نه در حد برهنگی سر و دیده شدن مو....

امیدوارم تونسته باشم منظور رو درست منتقل کرده باشم...

 من نمی خوام در این زمینه  نظری بدم..و دوست دارم حرف ها ی شما و نظرات شما رو ببینم...